بچه هاي 18
blockleft1 بلوک چپ
<-btitle->
<-bcontent->
vcpubox منوی کاربری
<-btitle->





vcpcat موضوعات مطالب vcplastpost مطالب اخیر vcpadmins مدیران سایت
<-btitle->
vcppoll نظرسنجی vcplinks پیوند ها

تبلیغات

topblock1 بلوک بالا

<-btitle->

<-bcontent->
vcpflasttopicsآخرین ارسال های تالار گفتمان

<-btitle->


هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
10 دی 1390 13:45 | نویسنده : bachehaye18

باشروع هر فصل، در جنگلی، یکسری مسابقات دو  برگزار میشد . همه حیوانات جنگل می توانستند در این مسابقه شرکت کنند ؛ ولی دیگه انگار مسابقه یه جورایی تشریفاتی شده بود . همه حیواناتی که در دوره نخست برگزاری مسابقه حضور داشتند و با هم به رقابت پرداختند ، شاهد این بودند که ببر با اختلاف زیادی از سایرین به راحتی نفر اول شده بود و به همین دلیل در دوره های بعدی برکزاری مسابقات به محض اینکه حیوانات جنگل شاهد حضور ببر در مسابقه بودند همگی انصراف می دادند و ببر بدون رقیب خود به خود و بدون انجام مسابقه ای اول میشد . در این میان لاکپشتی وجود داشت که او علی رغم دیگران در هر دوره از مسابقه حضور پیدا می کرد و طی چندین ساعت و به سختی دور جنگل را می پیمود و خود را به خط پایان می رساند ولی این موضوع را با کسی در میان نمی گذاشت . تا اینکه صبح اولین روز پاییزی که قرار بود مسابقات انجام شود ، بازهم هیچ رقیبی برای ببر نبود و او برنده اعلام شد . ببر با افتخار و با مدال قهرمانی خود به بالایی بلندی رفت و با غرور به قلمرو خود می نگریست تا اینکه در لابه لای درختان انبوه جنگل لاکپشت را دید. اول توجهی نکرد ولی بعد از چند لحظه فهمید که او دقیقا مسیر مسابقه را می پیماید . کنجکاو تر شد . لاکپشت بعد از مدت طولانی و با خستگی زیادی خود را به انتهای مسیر رساند . به بالای تخت سنگی که چند ساعت پیش ببر برای دریافت جایزه خود روی آن ایستاده بود رفت و از پشت لاک خودش برگ پهنی بیرون آورد و روی سر خود گذاشت . بعد طوماری را باز کرد و آن را با افتخار بالای سر خود گرفت . روی آن نوشته شده بود (( بازهم من قهرمان شدم ، چون فقط من مسیر مسابقه را تا پایان طی کردم )) Hero…..  ببر با دیدن این صحنه به خود گفت : لاکپشت راست می گوید ، من هم اگر 10 برابر وزنی معادل خودم رو همیشه با خود حمل می کردم و در عین حال اراده این را داشتم که تا پایان مسیر مسابقه استقامت کنم ، قهرمان بودم . دوستان عزیز مهم نیست که از کجا شروع می کنیم ؛ مهم این است که چگونه به پایان می رسانیم ! حتی اگر خیلی دیر شده ، ولی به پایان که نرسیده ... کمال گرا باشیم و از ظرفیت و فرصت باقی مانده نهایت بهره برداری را کنیم . در مسیر زندگی مهم ترین موفقیت گامهای کوچک به سمت هدف است . هر کس بتواند از پیمودن مسیر و راه موفقیت لذت ببرد ، موفق است و دیگر نتیجه برای او مهم نیست. موفقیت چیزی نیست که دیگران به ما نسبت دهند ، موفقیت از درون انسانهاست و جرقه ي آن را باورهای فرد می زند .



لینک ثابت

موضوع : انگیزشی / محرک انگیزه




خدایا بگیر از من هر آنچه که تو را از من می گیرد ….

نقطه آغاز همین جا و زمان آغاز همین الان

همیشه شروع یه حال و هوای خوبی داره، می دونی چرا؟ چون هدف و مقصد برای ما تصویری زیبا و امیدوار کننده داره. پس گام اول: هدف نهایی رو انتخاب کن و یادت باشه و با خودت عهد ببند که این مسیرهرقدر هم  پر پیچ و خم باشه تا آخرین لحظه پای هدف بمونی. مطمئن باش که خدا در این مسیر مقدس با توست، می دونی چرا می گم مقدس؟ چون تو وارد راهی شدی برای بهترین بودن و بهتر زندگی کردن و رضایت قلبی پدر و مادر رو ساختن، پس این راه مقدسه ….

حضرت علی (ع) می گه: آرام باش، توکل کن، تفکر کن پس آستین هایت را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده اند ….

گام دوم: انتخاب یک برنامه ریزی خوب با انعطاف بالاست. یادت باشه هر کس اثر انگشت خاص خودش رو داره. لازم نیست شبیه کسی درس بخونی فقط به اصولی که در هفته طراحی میکنی پایبند باش … بهترین راه انتخاب یک برنامه هفتگی است که با توجه به توانایی که داری بهتره در روز پخش بشه. روزی که میزان مطالعه صفر باشه نداشته باش و تمام درسها رو در یک هفته بگنجون و در انتها این که اگر در درسی ضعیف هستی سعی کن هر روز اون درس رو با time کوتاه در برنامه داشته باشی ….

در فواصل بعدی بیشتر راجع به برنامه ریزی صحبت میکنم.

یادت باشه برای موفقیت خدا – تو – هدفت کافیه!

به امید روزهای زیبا تا بعد ….

ایمان سرورپور



لینک ثابت

موضوع : انگیزشی / محرک انگیزه




2 مرداد 1390 16:37 | نویسنده : bachehaye18

یادش بخیر در شیمی دوم دبیرستان در فصل پیوندهای کووالانسی ، خوانده بودیم که طول پیوند با انرژی پیوند رابطه عکس دارد . یعنی هرچه قدر طول پیوند کووالانسی ما بیشتر باشد، انرژی پیوند کمتر است . حرف تکراریست ولی تکرار باعث نفوذ میشود . تا حالا به این فکر کرده اید که چقدر در کارها تعلل می کنیم ؟ چه قدر فاصله تصمیم گیری و هدف گذاری ما تا عمل بدان ها طولانی هست ؟ امروز تصمیم میگیریم ولی گامی برنمی داریم و تا فردا صبح شود .تا شنبه . تا شب قدر . تا محرم . تا شروع سال نو و .... فاصله بین تصمیم تا عمل هر چه قدر بیشتر باشه ، انرژی و انگیزه لازم برای انجام آن را از ما میگیرد و اون احساس شوق اولیه دیگه خبری ازش نیست و تا جایی ممکن است پیش برویم که فراموش کنیم ، چنین هدفی هم داشته ایم . ولی خوب عمل به تصمیم در آن واحد هم کار سختی است . تنبلی و بد بینی و ترس و پیش زمینه ذهنی گذشته مانع شروع به موقع ما میشه . به نظر شما چی کار باید کرد ؟ اگر بخواهیم بازهم از همون علم کمک بگیریم و شبیه سازی کنیم باید برای کم کردن طول پیوند و افزایش انرژی پیوند تا میتونیم دو اتم رو به هم نزدیک کنیم . باید کاری کنیم تا جاذبه هسته ها روی الکترون های اتم مقابل بیشتر بشه تا اتم مقابل رو به سمت خودش بکشه ، تا در نتیجه هردو به طرف هم نزدیک شوند و بر دافعه ناشی از الکترون ها و هسته اتمی بر الکترون ها و هسته اتم مقابل غلبه کنند . پس نتیجه میگیریم که هسته ها باید علاوه بر تاثیر و جذب الکترون های خود باید بر الکترون های اتم مقابل هم تاثیر بگذارند تا در نهایت دو اتم به هم نزدیک شوند و طول پیوند کم بشه (نمی دونم دارم بحث انگیزشی میكنم یا شیمی درس میدم). در مورد بحث ما هم ، باید بگم که ما هم باید روی اهداف خود معطوف بشیم و به سمت آنها برویم تا ذهن ما درگیر آن بشه و پیش زمینه و سیستم برنامه ریزی عصبی به طور خودکار به کار بیفته . پس مثلا اگر هدف ما ساخت یک برد الکترونیکی و یا تغییر عقیده در موردی خاص و یا یادگیری زبان خارجی است و تمام اسباب و وسایل مورد نیاز برای شروع محیاست و فقط ما دست به دست میکنیم و عمل گرا نیستیم باید مستقیم و غیر مستقیم ذهن خودمون رو درگیر اهداف کنیم . در کتاب و اینترنت و مجله و دانشگاه و مدرسه و ...انقدر روی ذهن خود کار کنیم که تا وقتی جایی اتفاقی یا موردی در رابطه با هدفمان برخورد کردیم به راحتی از کنار آن نگذریم . یعنی دقیقا مثل برخی تبلیغات کالاها که غیر مستقیم به روی انسان تاثیر میگذارند و فرد حتی پس از مدت ها با رویت و یا شنیدن اسم آن خود به خود تمام تبلیغ به یادش میاد و نسبت به اون راحت نمیگذره و کنجکاوه. مشغول کردن خود به ادامه زندگی و در متن کار قرار ندادن اولویت ها و اهداف و تغییراتی که سالهاست باید آنها را اعمال می کردید ، مثل این است که گویی روزی اهداف با ارزش خود را در گوشه تاقچه قرار داده اید تا خاک بخورد تا حالا چه زمان بازهم شوق و جرقه از سر گیری آن به ذهن خطور کند ، خدا می داند . از وقت تصمیم گیری و متقاعد کردن خود برای شروع کار و یا اصلاحی در افکار و عقاید تا زمان عمل دوران اولیه و طلایی راه موفقیت است و باید خود را به آب و آتش زد . مهم نسیت اول خیلی شسته و رفته و حساب شده عمل کنیم، چون یکی از آفات تعلل و موکول کردن اقدام به عمل در آینده، توجیه این مسئله است که میخواهم حساب شده و عالی عمل کنم . پس مثلا اگر نماز عشا افتاد برای ساعت 12 شب از خواندن آن صرف نظر میکنیم و یا اگر یک روز خالی با خواب تا پاسی از ظهر آغاز شد و بعد یک فیلم سینمایی ، دیگر از 5 ساعت باقی مانده تا آخر شب برای درس خواندن استفاده نمی کنیم . این گونه رفتارها نه تنها هیچ وقت عمل عالی به همراه ندارد ، بلکه هدف را در نطفه خفه می کند. پس در دوران طلایی موفقیت مهم این است که دست به کار شویم و گامهایی هرچند کوچک ، اما بلافاصله پس از تصمیم گیری برداریم . تا وقتی دست به کار نشدیم به سراغ هیچ کار دیگری نرویم ، حتی خواب و خوراک . برای مثال اگر الان ساعت 12 شب است و تصمیم گرفتی که خیلی جدی درس بخونی ، بدون که فردا فریب است . از خواب خودت بزن و تنها نیم ساعت به تصمیم خودت عمل کن تا از درون عمل گرایی برای تو یک ارزش تلقی شود و همین اقدام به ظاهر کوچک باعث ثبات انگیزه و شوق (EQ) تو در فردا می شود . به قول مبحث دینامیک فیزیک : اصطکاک ایستایی که در هنگام سکون جسم است و تا در آستانه حرکت قرار گرفتن جسم لحظه به لحظه بیشتر می شود و در لحظه آستانه حرکت به اوج خود می رسد ، با اراده جسم سیال به اصطکاک جنبشی که به مراتب کمتر و ثابت است تبدیل می شود. همیشه به یاد داشته باش كه:

حرکت رمز بقا است. پس ترمز دستی روحت رو خلاص کن.



لینک ثابت

موضوع : انگیزشی / محرک انگیزه




20 تیر 1390 13:41 | نویسنده : bachehaye18

"به روايت افسانه ها روزي شيطان ميخواست تمام وسايلشو توي يه حراجي بفروشه.وسايلي مثل حسادت -شهوت - آز- قدرت طلبي- تكبر- خودپرستي- نفرت- خشم و ديگر بدي ها وزشتي ها.

اما يه وسيله بود كه از وسايل ديگه خيلي كهنه تر وخيلي گرون تر بود.يكي از كسايي كه توي اون حراجي بود ازشيطان پرسيد:اسم اين وسيله اي كه اينقدر كهنه است ولي ازهمه گرونتره چيه؟



ادامه مطلب ...

موضوع : بدون موضوع / بدون موضوع




صفحات سایت :
1 | 2
 
botblock1 بلوک پایین

<-btitle->

<-bcontent->